تبليغاتX
رُپ رُپه

آدمها دو دسته اند:

خودخواه و خودخواه تر؛

آدمهای خودخواه آنقدر نوک بینیشان را می بینند که چشمشان چپ
میشود و کارهاشان عوضی؛

خودخواه تر ها، نمی بینند، عوضی تر می شوند!

 

پ.ن۱: اینو چند وقت پیش تو سایت قلمستان(؟) خوندم که
لینکش رو ندارم.گفتم اینجا هم بذارم شاید ما آدم ها سه
دسته شویم یا شاید حداقل عوضی تر نشویم!

 

پ.ن۲: آدم ها و بوی ناکی یِ دنیاهاشان

                                              یک سر

دوزخی ست در کتابی

که من آن را

               لغت به لغت

                               از بَر کرده ام

تا راز بلند انزوا را

                     در یابم _

راز عمیق چاه را

از ابتذال عطش.

 

شاملو

+ نوشته شده در 86/08/26توسط نون


سزای قدِّ اقاقی

تبر بود و بس!

+ نوشته شده در 86/08/23توسط نون


...هر قبله ای که بینی بهتر ز خود پرستی...

حافظ

+ نوشته شده در 86/08/22توسط نون


Come with me
! My name is
SAD

+ نوشته شده در 86/08/21توسط نون


عشقت را بر پرتگاه منشان

چرا که بلند است آن!

 

 

 

برگرفته از کتاب "ماه نو و مرغان آواره"

          رابیند رانات تاگور

+ نوشته شده در 86/08/17توسط نون


بعضی ها شعرشان سپید است، دلشان سیاه،

بعضی ها شعرشـان کهنــه است، فکرشان نـو،

بعضی ها شعرشـان نـو است، فکرشـان کهنـه،

بعضی ها یک عمر زندگی می کنند برای رسیدن به زندگی،

بعضی ها زمین را از خدا مجانی می گیرند و به بندگان خدا گران می فروشند.

بعضی ها حمال کتابند،

بعضی ها بقال کتابند،

بعضی ها انباردار کتابند،

بعضی ها کلکسیونر کتابند

بعضی ها قیمتشان به لباسشان است، بعضی به کیفشان و بعضی به کارشان،

بعضی ها اصلا قیمتی ندارند،

بعضی ها به درد آلبوم میخورند،

بعضی ها را باید قاب گرفت،

بعضی ها را باید بایگانی کرد،

بعضی ها را باید به آب انداخت،

بعضی ها هزار لایه دارند

بعضی ها ارزششان به حساب بانکی شان است،

بعضی ها همرنگ جماعت می شوند ولی همفکر جماعت نه،

بعضی ها را همیشه در بانک ها می بینی یا بنگاه ها.

بعضی ها در حسرت پول همیشه مریضند،

بعضی ها برای حفظ پول همیشه بی خوابند،

بعضی ها برای دیدن پول همیشه می خوابند،

بعضی ها برای پول همه کاره می شوند.

بعضی ها نان نامشان را می خورند،

بعضی ها نان جوانیشان را می خورند،

بعضی ها نان موی سفیدشان را می خورند،

بعضی ها نان پدرانشان را می خورند،

بعضی ها نان خشک و خالی می خورند،

بعضی ها اصلا نان نمی خورند،

بعضی ها با گلها صحبت می کنند،

بعضی ها با ستاره ها رابطه دارند.

بعضی ها صدای آب را ترجمه می کنند.

بعضی ها صدای ملایک را می شنوند.

بعضی ها صدای دل خود را هم نمی شنوند.

بعضی ها حتی زحمت فکر کردن را به خود نمی دهند.

بعضی ها در تلاشند که بی تفاوت باشند.

بعضی ها فکر می کنند چون صدایشان از بقیه بلندتر است، حق با آنهاست.

بعضی ها فکر می کنند وقتی بلندتر حرف بزنند، حق با آنهاست.

بعضی ها برای سیگار کشیدنشان همه جا را ملک خصوصی خود می دانند.

بعضی ها فکر می کنند پول مغز می آورد و بی پولی بی مغزی.

بعضی ها برای رسیدن به زندگی راحت، عمری زجر می کشند.

بعضی از شاعران برای ماندگار شدن چه زجرها که نمی کشند.

بعضی ها یک در جه تند زندگی می کنند، بعضی ها یک درجه کند.

هیچکس بی درجه نیست.

بعضی ها حتی در تابستان هم سرما می خورند.

بعضی ها در تمام زندگی شان نقش بازی می کنند.

بعضی از آدمها فاصله پیوندشان مانند پل است، بعضی مانند طناب و بعضی مانند نخ.

بعضی ها دنیایشان به اندازه یک محله است، بعضی به اندازه یک شهر،

بعضی به اندازه ی کره زمین و بعضی به وسعت کل هستی.

بعضی ها به پُز می گویند پرستیژ!


(؟)

+ نوشته شده در 86/08/15توسط نون


انگشتم رو گذاشتم روی لبم و خیره شدم به آینه، تو این فکرم اگه صدامو آزاد کنم چی میگه؟! حرف دلمو یا حرف مخمو؟!!

 

 

 

پ.ن۱: بعد از کلی وقت رفتم سراغ آهنگای قمیشی اما بازم دلم نمیخواست گوششون بدم!! نمیدونم چی شده اینطوری ازش بدم اومده!!! ... بگو صرفه با کدومه "شنیدن" یا "نشنیدن" ؟.. مثل همیشه فقط هایده غصه هامو میدونه...


پ.ن۲:در ضمن همیشه هم بهانه لازم نیست.!!

 

پ.ن۳: یه مدتی نمینویسم، نه اینکه بخوام خودمو لوس کنم،اما خوب یه کمی سر در گمم دیگه نمیدونم چی بنویسم؟!!یعنی یه غیبت کوشولو میخورم...دیگه هم اینکه دوباره میام همینجا...

 

 

+ نوشته شده در 86/08/10توسط نون


شب خیلی خوبی بود... بعد از یک هفته لولو جونم رو دیدم. کلی دلم براش تنگ شده بود.

مرسی لولو جون که اومدی باهام و پر حرفی های منو تحمل کردی؛میدونم سرتو خوردم اما خوب همینه که هست.

این چند روز اخیر اگرچه سخت گذشت اما خوب به قول ایاز "بستگی داشت از چه دیدی به قضیه نگاه کنم." خوب که فکر میکنم میبینم آدمها فقط وقتی تلاش میکنن میتونن به همه یا بخشی از چیزی که هدفشونه برسن.در واقع تقریبا به این حرف بزرگترهام که همیشه میگفتن "آدمیزاد با تلاش به همه چیز میرسه" رسیدم.نمیگم کاملا درسته چون شرایط زیادی لازمه با آدم تو هر کاری همراه باشه تا به نتیجه ی مورد نظر به طور کامل برسیم اما خوب فکر میکنم تلاش ما هشتاد درصد قضیه رو حل میکنه. البته همراهی و همدلی دیگران هم وقتی که دیگه ﻣﻄﻤﺌﻨﻰ به بن بست رسیدی و از همه چیز و همه جا ناامیدی، حتی اگر فقط در حدِّ حرف و دلداری باشه خیلی خیلی خیلی مهمه. نمیخوام بگم کار مهمی انجام دادم اما از اینکه توان خودم رو هم محک زدم خوشحالم.البته فهمیدم هم که بعضی آدمها هم فقط در حرف کمک میکنند و لحظه ای بعد از اونا خبری نیست.

باز من زیادی فلسفی شدم.

لولو جونم هوارتـــــــــــــــــــا مرسی برا آهنگا آخه من عاچق معینم...

 

...

به تو گفتم منو عاشق نکن

دیوونه میشم

منو از خونه آواره نکن

بی خونه میشم..

به تو گفتم، نگفتم؟

...

 

       معین

 

پ.ن۱: دلم برای شازده کوچولو میسوزه چون هر کس اونو یه جوری نقاشی کرده!

به نظر شما اون چه شکلیه؟ البته شال گردنش که من دوست دارم همیشه هست.

پ.ن۲: اونی که بیشتر تلاش کرده، زودتر قد میکشه، زودتر دستش میرسه.

 

+ نوشته شده در 86/08/08توسط نون


آنجا همه چیز طعم دود می داد.

حتی آدامس خرسی ها!

 

        تـهـران

        پاییـــــز 86

 

+ نوشته شده در 86/08/05توسط نون