تبليغاتX
رُپ رُپه

چهارشنبه سوری هم تموم شد...
با پا درمیونی 110 البته!
و رقص و آواز و در چند سال اخیر بمب به جای ترقه!!!
سال نوی همگی مبارک باشه..
بهترین ها رو برای همه میخوام..

پ.ن۱: دیگه دلخوشی ماهی قرمز رو هم با فلسفه ی بیماری داشتن شون ازمون گرفتن!بی خیااال! مگه چند روز زنده ایم که این همه میجنگیم براش؟!!ما که سبزیجات و میوه جات با کود مخصوص انرژی هسته ای رو خوردیم،این یکی هم روش!
پ.ن۲: رنگ سال چیه؟ میخوام نپوشم!
پ.ن۳: سال موش! سال تولد منه! بگین مبارک به من پس!

+ نوشته شده در 86/12/28توسط نون


"جنگ، بازرگانی و راهزنی
هر سه یکی هستند و از یک جوهرند."



"رومن رولان"، کتاب "جان شیفته"


پ.ن۱:دوست گلم "ری را" منو به بازی دعوت کرده تا بهترین پستم رو انتخاب کنم؛ امروز بعد از مدتها یه سری به آرشیوم زدم و خوب بهترینم رو انتخاب کردم..لینک بهترین پست سال 86 من رو میتونید از اینجـــا ببینید... من هم کورال و ندا رو به بازی دعوت میکنم...

پ.ن۲: هر چیزی ظرفیت میخواد و اندازه نگه داشتن! ما ایرانی ها حتی توی فوتبال هم کینه های شخصیمون رو کنار نمیذاریم! آقای علی دایی با اون اسم پُر آوازه تون در همه ی زمینه ها از کفش و کیف فروشی تا آقای گل دنیا! یکی نبود تو این مملکت از شما بپرسه کنار گذاشتن "مهدی مهدوی کیا" صرفا به خاطر انتقادی که بعد از بازی های جام جهانی از شما کرد -و تازه آن هم به نسبت به حق،- آیا به صلاح تیم ملی هفتاد میلیون ایرانی بود یا به صلاح احساسات انتقام جویانه ی شما؟!!
پ.ن۳: همون قدر که هنوز رفتن خاله ی عزیزم رو باور نکردم، باور هم نمیکنم جدا شدن این دو نفر رو! یعنی به قول معروف زبونم نمیگرده بگم "طلاق گرفتن"!!!انگار همین دیروز بود میخوندن "لیلی و مجنون اومدن، شیرین و فرهاد اومدن"...

+ نوشته شده در 86/12/25توسط نون


نمیدونم زیر پاهام خالی شده یا از اول تو هوا راه می رفتم...
آهای تو!
بیا منو گول بزن!
که معنی جفتش یکیه!
اما من میدونم فرق داره...
میدونم..

+ نوشته شده در 86/12/18توسط نون


حال مبارک دچار آنفولانزای قد قدی شده است..
تازه نمی دانیم هم کدام پشه ی خیر ندیده ای لگدمان کرده است..

+ نوشته شده در 86/12/16توسط نون


همیشه وقتی فکر میکنی که خیلی زرنگی کردی، یه اتفاقی می افته و میبینی بــه! هنوز آدم خیلی زرنگ ندیده بودی!
تا امروز نمیدونستم سید علی صالحی هم هایکو مینویسه!
صالحی معتقده هایکو رو باید با چشم خوند نه با صدای بلند؛ چون در این صورت شما تبدیل به دو نفر میشین یکی کسی که میخونه و دیگری اون کسی که میشنوه! پس بهتره با لمس چشم و بازسازی فضا توی ذهن خونده بشه فقط... عاشق شعرهای کوتاه و با معنی ام... و هایکو همه ی عشق من رو به شعر بر میگردونه...
ببینینش:

یکی یکی از همه دور خواهم شد
امتحان تحمل هجرت است
در شامگاه خزانی

برگرفته از کتاب "قمری غمخوار در شامگاه خزانی"
طلسم هفتم
سید علی صالحی

پ.ن۱: وقتی از صمیم قلب میگم خدایا فلان موضوع یا ماجرا به میل من تموم بشه از خودم خجالت میکشم! از این خدایی که فقط برای نیازهام آفریده شده... فقط اعتقاد به وجود داشتنش بهتره انگار تا درخواست نیازهای گاه به گاهم...شما هم همین طورین؟
پ.ن۲: ااااای جوووونم...پاهاشو.. داره راه میره!!!

+ نوشته شده در 86/12/14توسط نون


تفلُّدم یِیهو همین طوری اکلی مبالک باچه!!


پ.ن: یه شعر از "شل سیلور استاین" تقدیم به خودم با عشق واسه روز تولدم

+ نوشته شده در 86/12/13توسط نون


قبل از هر چیز از کورال و ندا متشکرم که من رو به این بازی وبلاگی دعوت کردن..
نمیدونم باید اصالت ایرانی بودن رو حفظ کنم یا نه اما هفت ترانه ای که من بیشتر از همه دوست دارم :


1- ترانه ی "گل یخ" با صدای  کوروش یغمایی و شعر از مهدی اخوان لنگرودی:


غم میونه دو تا چشمون قشنگت لونه کرده
شب تو موهای سیاهت خونه کرده
دو تا چشمون سیاهت مثل شبهای منه
سیاهی های دو چشمت مثل غم های منه
وقتی بغض از مژه هام پایین میاد بارون میشه
سیل غم ها آبادیم و ویرونه کرده
 
وقتی با من میمونی تنهاییم و باد میبره
دو تا چشمام بارون شبونه کرده
بهار از دستهای من پر زد و رفت
گل یخ توی دلم جونه کرده
تو اتاقم دارم  از تنهایی آتیش میگیرم
ای شکوفه توی این زمونه کرده
چی بخونم جونیم رفته , صدام رفته دیگه
گل یخ توی دلم جونه کرد


2- ترانه ی "هفت شهر عشق" با صدای فرامرز اصلانی که شاعرش رو هنوز نفهمیدم متاسفانه:

بی خبر رفت و دگر از او نیامد
نامه ای نه   کلامی نه   پیامی نه
هفت شهر عشق را گشتم به دنبالش
ندیدمش به کوچه ای  به بامی نه
تا که غربت  یار من در بر گرفت
دل بهانه های خود از سر گرفت
گرمی خورشید هم آخر گرفت
کلبه ام خاموش شد
آتشم افسرد
غنچه های بوسه ام
بر عکس او پژمرد
باد یاد عاشقان را برد
سالها رفتند و من دیگر ندیدم
سروری نه   قراری نه   بهاری نه
هفت شهر عشق را گشتم به دنبالش
از آنهمه گذشته  یادگاری نه
تا که غربت  یار من در بر گرفت
دل بهانه های خود از سر گرفت
گرمی خورشید هم آخر گرفت
کلبه ام خاموش شد
آتشم افسرد
غنچه های بوسه ام
بر عکس او پژمرد
باد یاد عاشقان را برد

3- ترانه ی "برج و کبوتر" با صدای ابی که فکر میکنم قوی ترین اجرای ابی باشه و شعرش از اردلان سرفراز:

زیر این گنبد نیلی زیر این چرخ کبود
توی یک صحرای دور یه برج پیر و کهنه بود
یه روزی زیر هجوم وحشی بارون و باد
از افق کبوتری تا برج کهنه پر گشود
برج تنها سر پناه خستگی شد
مهربونیش مرهم شکستگی شد
اما این حادثه ی برج و کبوتر
قصه ی فاجعه ی دلبستگی شد
اول قصه مونو تو می دونی تو می دونستی
من نمی تونم برم تو می تونی تو می تونستی
باد و بارون که تموم شد اون پرنده پر کشید
التماس و اشتیاقو ته چشم برج ندید
عمر بارون عمر خوشبختی برج کهنه بود
بعد از اون حتی تو خوابم اون پرنده رو ندید
ای پرنده ی من ای مسافر من
من همون پوسیده ی تنها نشینم
هجرت تو هرچی بود معراج تو بود
اما من اسیر مرداب زمینم
راز پرواز و فقط تو می دونی تو می دونستی
من نمی تونم برم تو می تونی تو می تونستی
آخر قصه مونو تو می دونی تو می دونستی
من نمی تونم برم تو می تونی تو می تونستی


4-ترانه ی "هفته ی خاکستری" با صدای فرهاد  و شعرش از شهریار قنبری :
شنبه روز بدی بود
روز بی حوصلگی
وقـت خوبی که می شد
غزلی تازه بگی
ظهر یکشنبه من
جدول نیمه تموم
همه خونه هاش سیاه
روی خونه جغد شوم
صفحه کهنه یادداشت های من
گفت دوشنبه روز میلاد منه
اما شعر تو می گه که چشـم مـن

تو نخ ابره که بارون بزنه
آخ اگه بـــارون بـــزنـه ،
آخ اگه بـــارون بـــزنـه
غروب سه شنبه خاکستری بود
همه انگار نوک کوه رفته بودن
به خودم هی زدم از اینجا برو
اما موش خورده شناسنامه من
عصر چهارشنبه من
عصر خوشبختی ما
فصل گندیدن (پوسیدن) من
فصل جون سختی ما
روز پنجشنبه اومد
مثل سقاهک پیر
رونوکش یه چیکه آب
گفت به من بگیر بگیر
جمعه حرف تازه ای برام نداشتپ
هر چی بود
پیش تر از اینها گفته بود ...

5- ترانه ی " همسفر" از گوگوش و شعرش از شهریار قنبری :

تو از کدوم قصه ای ؟ که خواستنت عادته
نبودنت فاجعه ؛ بودنت امنیته !
تو از کدوم سرزمین تو از کدوم هوایی ؟
که از قبیله ی من یک آسمون جدایی
اهل هر جا که باشی قاصد شکفتنی
توی بٌهتٌ و دقدقه ناجی قلب منی
پاکی آبی و ابر نه خدایا شبنمی
قد آغوش منی نه زیادی نه کمی
منو با خودت ببر ای تو تکیه گاه من
خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
منو با خودت ببر من به رفتن قانعم
خواستنی هر چی که هست تو بخوای من قانعم

ای بوی تو گرفته تن پوش کهنه ی من
چه خوبه با تو رفتن رفتن همیشه رفتن
چه خوبه مثل سایه همسفر تو بودن
هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن
چی میشد شعر سفر بیت اخری نداشت

عمر پوچه منو تو دَمه واپسین نداشت
اخر شعر سفر آخر عمر منه
لحظه ای مردن من لحظه رسیدنه
منو با خودت ببر ای تو تکیه گاه من
خوبه مثل تَن تو با تو همسفر شدن
منو با خودت ببر من به رفتن قانعم

خواستنی هر چی که هست تو بخوای من قانعم
منو با خودت ببر منو با خودت ببر...


6-ترانه ی "سوغاتی" با صدای هایده و شعر از هدیه:

وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد
انگار نه از یه شهر دور، که از همه دنیا میاد
تا وقتی که در وا میشه، لحظه دیدن می رسه
هر چی که جاده است رو زمین، به سینه من می رسه
ای که تویی همه کسم، بی تو میگیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم، به هرچی می خوام می رسم...
وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم
گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم
دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه
مگه تن من می تونه بدون تو زنده باشه
ای که تویی همه کسم، بی تو میگیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم،به هرچی می خوام می رسم...
عزیزترین سوغاتیه غبار پیراهن تو
عمر دوباره منه دیدن و بوییدن تو
نه من تو رو واسه خودم، نه از سر هوس می خوام
عمر دوباره منی ، تو رو واسه نفس می خوام
ای که تویی همه کسم، بی تو میگیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم،به هرچی می خوام می رسم

7-ترانه ی "عشق به شکل پرواز پرنده ست" با صدای داریوش و شعر از اردلان سرفراز:

عشق به شکل پرواز پرنده ست
عشق خواب یه آهوی رمنده ست
من زایری تشنه زیر باران
عشق چشمه آبی اما کشنده ست
من میمیرم از این آب مسموم
اما اونکه مرده از عشق
تا قیامت هر لحظه زنده ست
من میمیرم از این آب مسموم
مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز یه پرنده ست
تو که معنای عشقی به من معنا بده ای یار
دروغ این صدا را به گور قصه ها بسپار
صدا کن اسممو از عمق شب از لَبِّ دیوار
برای زنده بودن دلیل آخرینم باش
منم من بذر فریاد خاک خوب سرزمینم باش
طلوع صادق عصیان من بیداری ام باش
عشق گذشتن از مرز وجود
مرگ آغاز راه قصه بوده
من راهی شدم نگو که زوده
اون کسی که سر سپرده مثل ما عاشق نبوده
من راهی شدم نگو که زوده
اما اون که عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده

و هزاران ترانه ی دیگه از همین خواننده ها و خواننده های دیگری از جمله پرنده ی مهاجر از کوروش یغمایی، "همه شب نالم چون نی" از بنان،"یه روز دو تا چشم سیا اومد تو سرنوشتم" از "کوروس سرهنگ زاده"، 
“Stupid Girl” از Pink، “In Your eyes” از “Anastasia”، “Hurt” از “Christina Aguilera”، “Lonely” و “Ghetto”  از “Akon”، “Wiseman” و “Cry” و “Good Bye My Lover” و “1973” از “James Blunt”، “Bad Day” از “Daniel Peutit”، “Dalla pelle al coure” از “Antonello Venditti” و... اینقدر زیادن که نمیدونم کدومشو بنویسم... از قمیشی و مهستی یا از شکیلا و ویگن و حبیب و شهرام ناظری دیگرون!! شاید اشکال اینجاست که کار درستی نیست انتخاب کنیم اما خوب مگه من چند تا دوست جون دارم آخه؟ (هندونه هاش بزرگه ها)
این هم ترانه هایی که بدم میاد:

1-گیتارو با خودت نبر از شماعی زاد
2-شیوا از سندی!!!

3-کلیه ی ترانه های موجودی به نام "آیدین"

4-خورشید خانوم از شهرزاد سپانلو ! ! !

5-قشنگ تر از پریای شهرام شب پره

6-شیرازیا چه چه اصفانیا چه چه

7-نیمه ی گمشده ی من از گوگوش بس که شلوغه!

8-کلن علیرضا افتخاری به عنوان ترانه


از همه ی آهنگای جوات پسند و قردار مخصوص عروسی و بوق بوقی هم بدم میاد..

+ نوشته شده در 86/12/11توسط نون


بعضی آدما، (هم سن وسالای خودمون)، فکر میکنن دنیا و البته همه آدماش زیر دست و پاشون هستن و اونا هرطور که بخوان میتونن باهاش برخورد کنن.. البته من هیچ وقت از این طور آدما ناراحت نمیشم چون مقصر اصلی خودشون نیستن! به نظر من بخش عمده ی رفتار و برخورد ما با دیگران، انعکاس رفتار پدر مادرامون با ماست! منظور اینکه اونا با زیادی ارج گذاشتناشون باعث میشن امثال ما حس خودبرتر بینی یا "کسی بودن" بکنیم... در صورتی که اگه دقیق تر به مساله نگاه کنیم، جریانش همون جریان "سوسکه از دیوار بالا میرفت مامانش میگفت قربون دست و پا بلوریت برم" میشه! به هر حال، پُر دور نمیرم، خلاصه اش اینکه "احترام گذاشتن یه امر دو طرفه ست" و "هیچ کس تو این دنیا بیشتر از چیزی که هست نمی ارزه" پس زحمت نکشید تا نوک دماغتون رو بیش از اون چیزی که هست بالا نگه دارین! خلاصه سوال این که: من به کسی ارث باباشو بدهکارم یا وظیفه ی جامونده دارم و خودم خبر ندارم؟

پندار نیک:
"خودخواه نباش، مغرور نباش، انسان باش"

پ.ن۱: انگار که حس هر کاری گره خورده باشه به یه چیز خاص، برای منم این عید و عید بازیا با اینکه بزرگ شدیم گره خورده بود به تخم مرغ رنگی و عیدی! (به خصوص اگه عیدیش پول نباشه و تخم مرغشم خودم رنگ کرده باشم).. اما امسال حتی با این چیزها هم حس عید نیومده هنوز نمیدونم چرا..
پ.ن۲: دلم برای مل مل تنگ شده بود.. زنگ زدم.. رفته بود تهران چشمش رو عمل کنه.. شرمنده شدم پیش خودم که این همه دور شدم از دوستام و بی خبرم ازشون... ای دل غافل و این زندگی! امیدوارم نتیجه اش خوب باشه مل مل جونم...
پ.ن۳: این ماه اسفند هم عجب ماه قشنگیه ها.. Dude!بعدن خدمتتون عرض میکنم چرا
پ.ن۴:خطاب به بعضی رویاگران: "چون اینجــا ایران است."

+ نوشته شده در 86/12/10توسط نون


نمیدونم چه حسیه..اما از اینکه بذارم یه نفر، یه مطلبی رو که مطمینم خوب بلدم، برام توضیح بده واقعا لذت میبرم...البته به شرط اینکه بعدنا نفهمه میدونستم و بدش بیاد... یه جور حسه آزاره به گمانم
دلم یه ماه میخواد درست وسط اونآسمونه...با هیچی ستاره ام دور و برش تازه...تا هی نگاش کنم...

پ.ن: "جان شیفته" فوق العاده ست...لذتی ورای خوندن داره شناختن خود آدم!

+ نوشته شده در 86/12/08توسط نون


سر درگمم.. هیچ کسم پا نمیشه سر این کلاف نخ رو بده دستم!

پ.ن: کنکوریاش صلوات

+ نوشته شده در 86/12/04توسط نون


نمیدونم سرزمین جاوید، ایرانِ کوروش بود یا ایرانِ الانِ ما؟

+ نوشته شده در 86/12/02توسط نون


سنتوری؟! واقعا یه فیلم! تو شُکَّم از بهرام رادان و بازیگری بی نظیرش!تو رو خدا اگه نمیتونین تاب سختی و اشتباهات همدیگرو بیارین عاشق نشین!
این صحنه ی فیلم رو از همش بیشتر دوست داشتم!

"شمعی در باد" و بیشتر از اون "
گیلانه"اش  هم واقعا غوغاست..
بماند که اسم فیلم "علی سنتوری" بوده و خوب به دلایلی تبدیل شده به "سنتوری" بی مفهوم!

+ نوشته شده در 86/12/01توسط نون