تبليغاتX
رُپ رُپه

همیشه هم لازم نیست از قبل بلد باشیم که، "خوب" گاهی هم باید یاد گرفت "خوب"!

این خط بالا رو الان برای دلداری دادن خودم نوشتم هاجدی نگیرین یه موقع!

 

یه پانوشت طولانی:

کتاب "یک زن (رنج و تنهایی)" نوشته ی "سیبیلا آلرامو"، داستان زندگی واقعی خانم آلرامو در ایتالیاست ... کتاب در سال ۱۹۰۶ یعنی چیزی حدود صد سال پیش نوشته شده است و حکایت از وضعیت تاسف بار زندگی زنان در جامعه ی بورژووازی داره... دقیقا نمیتونم بگم از چه چیز این کتاب خوشم اومد اما فکر میکنم در بعضی نقاط خاص شباهت عجیبی با زندگی خانواده های ایرانی در این جامعه داره... شاید به قول مترجم کتاب، آقا یا خانم(؟) "رامشک":  «هر جامعه ای برای رسیدن به تساوی حقوق زن و مرد در کوچکترین عضو خود یعنی خانواده، راه درازی در پیش دارد که بنابر وضعیت خاص فکری و مذهبی آن جامعه این جایگاه تحقق می یابد.»

تو این مدت چند تا کتاب دیگه هم خوندم، "بادباک باز" اثر "خالد حسینی" که واقعا قشنگ و تاثیر گذار بود و بعد از اون "دفترچه ی ممنوع" از "آلبا دسس پدس" با موضوعی مشابه "یک زن (رنج و تنهایی)" با این تفاوت که داستان در جامعه ی امروز دنبال میشه... و کتاب "محاکمه" ی "فرانتس کافکا" که یک شکل کلی از عدالت صوری موجود در تمام جوامع نشون داده.. کتاب "خاطرات روسپیان سودا زده ی من" اثر "گابریل گارسیا مارکز" که دوست جون خوبم "خوش خط" برام فرستادش... کتاب "عشق سال های وبا " از "گابریل گارسیا مارکز" ... و چند تا کتاب دیگه ...

 

+ نوشته شده در 87/02/26توسط نون |


اول از همه مرسی پونه جووووووووووووونم...
واقعا داشتم دق میاوردم که وبلاگم رو حذف کرده بودم...
خیلــــــــــــــــــــــــــــی مرسی

پ.ن :شروع کردم به گذاشتن آرشیو... حداقل اینطوری اونایی که عادت دارن فکر کنن "اشتباه کردن" غیر ممکنه میفهمن هیچ چیز غیر ممکن نیست!

+ نوشته شده در 87/02/22توسط نون |


آدمها هر چی هم براشون زحمت بکشی آخرش نیش خودشون رو میزنن... به خصوص آدمها ی پیر... نمیدونم اما چه جوریه که هر چی مسن تر میشن دیگه نمیشه تغییری تو عقایدشون داد!؟

پ.ن : شدم حکایت ملانصرالدین! هی قالب عوض میکنم انگار آرشیوم برمیگرده با اینکار!!! زهی خیال باطل!

+ نوشته شده در 87/02/21توسط نون |


از دست رفت!

+ نوشته شده در 87/02/19توسط نون |


قدم اول را برداشته ام...
اما در تاریکی! از کجا معلوم که زیر پایم خالی نشود..

پ.ن : بچه های امروز جدا که عجیب و غریبن! یه بچه ی دو ساله معنی مدرسه و معلم رو میدونه اما اگه بگی مهد کودک و خاله ی مهربون با تعجب نگاهت میکنه انگار که تو شاخ داشته باشی!!!

+ نوشته شده در 87/02/18توسط نون


خیلی جالبه که آدم چندین ساله خانم مارپل رو بشناسه و بدونه شبیه یکی هست اما نتونه حدس بزنه شبیه کی!!! و جالبتر اینکه یه نفر همیشه کنار آی دی یاهوش زده باشه Busy ولی یاهو براش آیکون Idol  زده باشه!!!

+ نوشته شده در 87/02/08توسط نون


انکار نمیکنم که این فیلم بازیگری های سطح بالا و هزینه های زیادی داشته اما آیا واقعا اسکندر بعد از شکست دادن داریوش برخورد صلح آمیز با ایرانی ها داشته؟ داریوش مثه یه فرد گمنام و فقیر مرده و ...؟ نمیدونم اما حداقل کتاب "سرزمین جاوید" که چیز دیگه ای میگه...هرچند وقتی پاسارگاد رو خودمون فرستادیم زیر آب دیگه ای جایی برای دفاع باقی نمیمونه...
اصلن شما بگین اگه "
اسکندر" به این مظلومی بود پس من اینجا چی کارم؟!!

+ نوشته شده در 87/02/05توسط نون