تبليغاتX
رُپ رُپه

بغض شکسته شده ی دانشگاه زنجان»...

You tube.com

+ نوشته شده در 87/03/27توسط نون |


همیشه هم که از" بیهودگی" کرخت نمیشم، گاهی هم از "بیهودگی شدت تلاش"ام کرخت میشم...

+ نوشته شده در 87/03/26توسط نون


 

آموزش روش اتصال به پایگاه داده:
تا جایی که ممکنه (یعنی تا جایی که احتمال میره بعد از اتصال هم زنده میمونین) خودتون رو بکوبین به در و دیوار

+ نوشته شده در 87/03/23توسط نون |


_ داشتم میگفتم که دیدی زندگی اصلا اونجوری که میخواستیم نشد، یادته چقدر نقشه ریخته بودیم؛ یادته چقدر همدیگرو میدیدیم،حرف میزدیم... اینقدر حرف میزدیم که از کلاس جا میموندیم... از مدرسه تا خونه حرف میزدیم... میخندیدیم...چقدر چیپس و بستنی و آب نات!!!! و شکلات و اینا میخوردیم... یادته من و تو میخواستم ادبیات بخونیم اما من سر از ریاضی در آوردم و تو سر از زبان... یادته دبیر فارسیمون (خانم افسری، خانم ساعتچیان) رو چقدر میذاشتیم سر کار... یادش به خیر! دنیا تو نقاشیای دور و بر دفتر ، کتابامون خلاصه میشد... چقدر نقشه ریختیم دانشگاهامون یکی بشه و نشد؛ تو رفتی تهران ...
_ گفت : یادش به خیر "نون"... دیگه هیچ وقت دوستی مثه تو و شیوا پیدا نکردم..
...

آره داشتم میگفتم که یادش به خیر زندگی اونی نشد که ما میخواستیم (چه با تلاش چه بی تلاش)...


پ.ن۱: دیروز "منیره" دوستم بعد از چندین سال به من زنگ زد ...
پ.ن۲: فاصله تا چیزی که میخواستم زیاده اما هنوزم راضیم از زندگی! خنده دار نیست؟!
پ.ن۳: ما مردم ایران یاد گرفتیم با "یه غوره سردیمون بشه با یه مویز گرمیمون!" یکی نیست به این آقای علی دایی بگه "خوبه یادمون نره تا همین چند روز پیش دست دعاتون !!!!! بلند بود برای برد تیم ملی ایران! حالا چی شده که با یه گل اینجوری به خودتون مغرور شدین اون هم در حالی که ضعف های اصلی تیم ملی و فدراسیون، هنوز سر جای خودش باقیه؟؟ بهتر نیست به جای "هدیه کردن یه امتیاز توی تهران" !! و پرداختن به حواشی فوتبال و کل کل کردن با منتقدین فوتبال ایران! به وضعیت تیمی برسین که حتی توی چیدن بازیکنانش دچار مشکل هستین؟؟ کی پس وقتش میرسه که ما هم مثل تیم آلمان با یه برنامه ریزی یِ چهار ساله نه، اما حداقل مثل تیم های آسیایی (ژاپن، عربستان و ...) یه برنامه ریزی یک ساله برای ورود به بازی های جام جهانی داشته باشیم و یک ماه قبل از بازی ها به فکر مربی و دیدار تدارکاتی نیافتیم؟؟" در تعجبم برای چی دلمون میخواد چنین تیمی صعود کنه؟! میهن پرستیمون فقط اینجا گل میکنه؟؟!

+ نوشته شده در 87/03/21توسط نون |


بین خواب و بیداریم که با صدای بلند رادیو فردای بابا، بیداری برنده میشه...
"نادر ابراهیمی" در گذشت.
گریه نمیکنم اما مثل همیشه حالا به فکر میافتم که بشناسمش از اینجا و بخونم خبر فوتش رو از اینجا...

  تصویر وطن  

ترانه ی « تصویر وطن »

ترانه سرا : نادر ابراهیمی

آهنگساز و رهبر نوازندگان : فریدون شهبازیان

خواننده : محمد نوری

 
 ای سلامم ، ای سرودم

ای نگهبان وجودم

ای غمم تو، شادی ام تو

مایه آزادی ام تو ...         ای وطن!
 ای دلیل زنده بودن

ای سرودی صادقانه

ای دلیل زنده ماندن

جانپناهی جاودانه ...      ای وطن!

 همچو رویش در بهاران

همچو جان در هر بدن

مثل بوی عطر گلها

مثل سبزی چمن ...       ای وطن!

 مثل راز شعر حافظ

مثل آواز قناری

همچو یاد خوشترینها

همچو باران بهاری ...      ای وطن!

 مثل غم در مرگ مادر

مثل كوهٍ غُصه هايی

مثل سربازان عاشق

قهرمان قصه هايی ...     ای وطن!

 همچو آواز بلندی

از بلندیهای پاك

باغروری، با گذشتی

با وفایی همچو خاك ...   ای وطن!

                                     ای وطن!

                                     ای وطن!

+ نوشته شده در 87/03/17توسط نون |


به آدمایی که دورتون هستن خوب نگاه کن...
وقتی یه خط شعر، اشک به چشمشون میاره ،  از یاد گذشته آه میکشن، اما هنوزم نامهربونن با تو، چون تو می خوای به دلخواه خودت زندگی کنی... میخوای انتخاب کنی که درس بخونی یا نخونی! انتخاب کنی اینجا زندگی کنی یا اون سر دنیا، خودت بخشی از زندگی رو تجربه کنی حتی اگه این بخش سختی داشته باشه یا تجربه های اونا توی این بخش تکرار بشه... نامهربونن اما برای کسایی که نیستن و حقی که ازشون گرفتن گریه میکنن، افسوس میخورن و بعد یادشون میره هنوز یه فرصت برای بقیه هست...
یه جورایی از دنیای اطرافم زده شدم...
نمیدونم این حس از ماه خرداد میاد و رخوتی که داره یا اینکه از تغییر نگاه منه؛ به هر حال یه کمی جمع و جور شدن روحیه ام و زندگی و مسلط شدن دوباره به اوضاع برای من سخت شده...
همیشه سعی کردم حرف دیگران روی روش زندگیم تاثیر نداشته باشه اما گاهی جای این حرفا تا مدت ها تو ذهنم میمونه...
واقعا چقدر اعتقاد دارین که کسانی که اطرافتون زندگی میکنن شما رو از صمیم قلب دوست دارن ؟ چقدر مطمینین که دوست داشتنشون فقط از روی عادت نیست؟ هر روز با یه روش جدید، و از روی خواست واقعی شما رو دوست دارن یا فقط براشون تکرار روزمرِّگی هاست؟

پ.ن: اکثرا پاک کردن کوکی ها مشکلات رو حل میکنه.

I Love Peacful Melody...

 

+ نوشته شده در 87/03/14توسط نون


از خود به خود

و از خود به دیگری

و از خانه به خانه

و از شهر به شهر

و از کشور به کشور

رجوع میکنم.

در پی آزادی

در آزادگاه اندیشه ام

و افسوس که

این مفهوم بلند فقط در غالب لغتی پیچیده شده است.

قفس من ، تن من

و زندانم خانه ام

و زندانم شهرم

و زندانم کشورم

و زندانم جهانم

و آزادیم مرگم.

 

سروده ی پورنگ هاشمی

+ نوشته شده در 87/03/11توسط نون |


People Keep Talkin' , They Can Say W'at They Like...

+ نوشته شده در 87/03/08توسط نون |


"ساختن" زیاد هم سخت نیست به شرط اینکه مواد اولیه و شرایط لازم فراهم باشه...

منظور اینکه با دست خالی فقط میشه "نظریه" اراﺋﻪ داد!

+ نوشته شده در 87/03/06توسط نون |


 

window

گاهی اعتراف به اشتباه هم تاوان اون اشتباه رو سبک نمیکنه...

کسی یه "دَر" این طرفا ندیده...؟

یا حتی یه پنجره ؟؟؟

 

 

 

پ.ن۱: یه سال ناقابل گذشت...

پ.ن ۲: از فارغ التحصیلی مسخرم! اینم سوال داشت دیگه ؟؟؟

+ نوشته شده در 87/03/02توسط نون |