|
+ نوشته شده در 87/03/27توسط نون |
همیشه هم که از" بیهودگی" کرخت نمیشم، گاهی هم از "بیهودگی شدت تلاش"ام کرخت میشم...
+
نوشته شده در 87/03/26توسط نون
آموزش روش اتصال به پایگاه داده: + نوشته شده در 87/03/23توسط نون |
_ داشتم میگفتم که دیدی زندگی اصلا اونجوری که میخواستیم نشد، یادته چقدر نقشه ریخته بودیم؛ یادته چقدر همدیگرو میدیدیم،حرف میزدیم... اینقدر حرف میزدیم که از کلاس جا میموندیم... از مدرسه تا خونه حرف میزدیم... میخندیدیم...چقدر چیپس و بستنی و آب نات!!!! و شکلات و اینا میخوردیم... یادته من و تو میخواستم ادبیات بخونیم اما من سر از ریاضی در آوردم و تو سر از زبان... یادته دبیر فارسیمون (خانم افسری، خانم ساعتچیان) رو چقدر میذاشتیم سر کار... یادش به خیر! دنیا تو نقاشیای دور و بر دفتر ، کتابامون خلاصه میشد... چقدر نقشه ریختیم دانشگاهامون یکی بشه و نشد؛ تو رفتی تهران ... + نوشته شده در 87/03/21توسط نون |
بین خواب و بیداریم که با صدای بلند رادیو فردای بابا، بیداری برنده میشه... ترانه ی « تصویر وطن » ترانه سرا : نادر ابراهیمی آهنگساز و رهبر نوازندگان : فریدون شهبازیان خواننده : محمد نوری ای نگهبان وجودم ای غمم تو، شادی ام تو مایه آزادی ام تو ... ای وطن! ای سرودی صادقانه ای دلیل زنده ماندن جانپناهی جاودانه ... ای وطن! همچو رویش در بهاران همچو جان در هر بدن مثل بوی عطر گلها مثل سبزی چمن ... ای وطن! مثل راز شعر حافظ مثل آواز قناری همچو یاد خوشترینها همچو باران بهاری ... ای وطن! مثل غم در مرگ مادر مثل كوهٍ غُصه هايی مثل سربازان عاشق قهرمان قصه هايی ... ای وطن! همچو آواز بلندی از بلندیهای پاك باغروری، با گذشتی با وفایی همچو خاك ... ای وطن! ای وطن! ای وطن! + نوشته شده در 87/03/17توسط نون |
به آدمایی که دورتون هستن خوب نگاه کن... پ.ن: اکثرا پاک کردن کوکی ها مشکلات رو حل میکنه. I Love Peacful Melody...
+
نوشته شده در 87/03/14توسط نون
از خود به خود و از خود به دیگری و از خانه به خانه و از شهر به شهر و از کشور به کشور رجوع میکنم. در پی آزادی در آزادگاه اندیشه ام و افسوس که این مفهوم بلند فقط در غالب لغتی پیچیده شده است. قفس من ، تن من و زندانم خانه ام و زندانم شهرم و زندانم کشورم و زندانم جهانم و آزادیم مرگم. + نوشته شده در 87/03/11توسط نون |
People Keep Talkin' , They Can Say W'at They Like... + نوشته شده در 87/03/08توسط نون |
"ساختن" زیاد هم سخت نیست به شرط اینکه مواد اولیه و شرایط لازم فراهم باشه... منظور اینکه با دست خالی فقط میشه "نظریه" اراﺋﻪ داد! + نوشته شده در 87/03/06توسط نون |
گاهی اعتراف به اشتباه هم تاوان اون اشتباه رو سبک نمیکنه... کسی یه "دَر" این طرفا ندیده...؟ یا حتی یه پنجره ؟؟؟ پ.ن۱: یه سال ناقابل گذشت... + نوشته شده در 87/03/02توسط نون |
|
ای-میل پیوندهای روزانه آرشیو موضوعات پیوندها |