|
+
نوشته شده در 88/03/13توسط نون
این جمله ای است که اگر در گوگل معروف جستجو کنیم نتایج گوناگونی به ما میدهد و مهمترین آنها تعریفی است که در ویکی پدیا ارایه شده است. همه ی ما کم و بیش با نرم افزارهای متن باز(Open Source) آشنا هستیم و خیلی ما حتی از همین نرم افزار ها برای ایجاد وبلاگ های شخصی استفاده میکنیم. قصد من از مطرح کردن این موضوع زیر سوال بردن کسانی نیست که داخل ایران یا حتی خارج از ایران با ایجاد تغییرات در این دسته نرم افزارها، برنامه ی کاربردی نرم افزاری(Application) دلخواه خود را تولید میکنند. بلکه بیان مطلبی است که شاید تا امروز خواسته یا ناخواسته با آن برخوردی نداشته ایم یا مطالعه ی آن را مرتب به تعویق انداخته ایم. MIT or X Consortium License کمترین نوع CopyLeft در نرم افزارهای رایگان است و به کاربر اجازه ی استفاده، ویرایش، انتشار را تا زمانی میدهد که کپی رایت نرم افزار برداشته نشود. در این حالت نیازی به آگاه کردن شرکت مالک نرم افزار در صورت ایجاد تغییرات در نرم افزار توسط کاربر وجود ندارد. هنگامی که شما این با این نوع CopyLeft موافقت کردید هرگونه تغییر توسط شما به عنوان حق قانونی شرکت صاحب نرم افزار تلقی می شود. در صورتی که شما این نرم افزار را با تغییرات به صورت یک نرم افزار کد بسته درآورید امکان تعقیب و پیگیری شما وجود دارد. نوع دوم CopyLeft دقیقا تعریفی مانند مورد قبل دارد با این تفاوت که کاربر موظف است پس از ایجاد تغییرات در نرم افزار مربوطه، این تغییرات را از طریق آگهی، مستندات عمومی به طور جداگانه به اطلاع شرکت صاحب نرم افزار و عموم مردم برساند. در این حالت نیز شما حق حذف آرم و کپی رایت شرکت را ندارید وتغییرات انجام شده جز حقوق قانونی شرکت محسوب میشود نه جز حقوق شما! در صورت انجام ندادن مراحل فوق حق تعقیب شما برای شرکت فوق محفوظ است.در این حالت شما حق تغییر در کلیه ی بخش های نرم افزار را دارید. نوع سوم CopyLeft عبارت است از حق استفاده از نرم افزار و ایجاد تغییرات در بخش هایی که توسط شرکت صاحب نرم افزار و مجاز دانسته شده است.در این حالت نیز حق برداشتن کپی رایت را ندارید.در صورت ایجاد تغییر در کل نرم افزار مورد تعقیب قرار خواهید گرفت.در این حالت حق کپی رایت تغییرات ایجاد شده متعلق به شما است و در صورت علاقه میتوانید آن را به شرکت مذکور واگذار کنید. یکی از وسیع ترین حقوق CopyLeft است که بر اساس آن اجازه استفاده، ویرایش و انتشار در نرم افزار را به میزان دلخواه به کاربر میدهد. مثل حالت قبل امکان تغییرات در بخش هایی را میدهد که شرکت صاحب نرم افزار آن را مجاز دانسته با این تفاوت که کلیه ی نرم افزارها یا تکنولوژی های استفاده شده در هنگام تغییرات نیز باید تحت لیسانس GPL باشند.(محدودیت های این نوع هنوز برای هیچ کس به طور کامل مشخص نیست). در صورت ایجاد تغییر در کل نرم افزار مورد تعقیب قرار خواهید گرفت در مورد نرم افزارهای متن بازی است که شامل ماژول ها یا بخش هایی میشوند که از نرم افزارهای متن بسته استفاده کرده اند. در این حالت شما حق ویرایش بخش های متن باز و برقراری ارتباط با بخش های متن بسته تحت APIهای ارایه شده توسط شرکت مورد نظر را دارید. + نوشته شده در 88/03/06توسط نون |
بعد از ظهر خوبی بود. بعد از مدت ها با شکوفه رفتیم سینما؛ "وقتی همه خوابیم" بهرام بیضایی نیازی به تعریف و من یا دیگری برای دیدن ندارد که نشستن پای چنین فیلم هایی نیازمند فرهنگ و دید خاصی نسبت به هنر، جامعه، صنعت سینما و درک نسبی از واقعیت های زندگی است . تعداد تماشاچی ها خود حاکی از واقعیت تلخی است که در متن و بطن خود فیلم نیز به آن اشاره دارد... سینما تقریبا خلوت خلوت است فقط سه ردیف و نصفی پر شده است آن هم در سانسی که باید پرجمعیت ترین سانس سینما باشد. فیلم تقریبا هیچ نقطه ای از زندگی را نادیده نگذاشته است. از گذر سریع زمان و سکانس های خاص نمایش تغییر روز و شب تا اتفاقات کوچک و بزرگی که روزانه در کنار ما رخ میدهد و بی تفاوت میگذریم. بازیگری ها عالی بود حتی حسام نواب صفوی که ازش انتظار زیادی جز خوش قیافه بودن نداشتم ، بدهنرپیشه بودن(نقش تازه هنرپیشه شدن) را عالی بازی کرده بود البه مژده شمسایی بهترین بود. راضی ام از کارگردانی که بعد از سالها من رو با سینما آشتی داد و ثابت کرد هنوز کسی هست که زندگی واقعی رو برای گیشه فیلم میکنه نه قیافه و درآمد را ! حتی اگر تمام گیشه ها خالی بمانند... گذشته از سناریو های خاص بهرام بیضایی چیز جدیدی که در فیلم به چشم میخورد تکرار جملات خاص و با مفهوم در صحنه های مختلف فیلم و همچنان زن محوری بودن فیلم بود که توجه من رو خیلی خیلی به خودش جلب کردم....در کل حاضرم یک بار دیگه هم برم فیلم رو ببینم... پ.ن: عاشق فیلم شدم و البته عاشق حسام نواب صفوی و چشماش هم بودم از قبل + نوشته شده در 88/02/28توسط نون |
Best International Photography Contest Awards
+
نوشته شده در 88/02/24توسط نون
تو فکر اینم در اینجا رو ببندم یه دات کام ناشناس بزنم! + نوشته شده در 88/02/20توسط نون |
شدم آش نخورده و دهن سوخته! این سه روز من به چه چیزایی فکر میکردم اون چه چیزایی برداشت کرده بود!!!! برای همینه که میگم از حدس و گمان متنفرم!!!! خیلی تلاش کردم دهنم 6 متر باز نشه از تعجب! خودش بریده بود و دوخته بود و زور و زور میخواسته تنم کنه بعدا فهمیده انگار برای لباس پوشیدن منم باید باشم این یکی زورکی نمیشه!!!! به چشم که دید تنگه کاسهه رو زد تو سر من شکست گفت بعدا کوزشم میاره که بشکنه!!! + نوشته شده در 88/02/15توسط نون |
"ایران مثل گلستانی از آنفولانزای خوکی جهانی بر کنار مونده!" + نوشته شده در 88/02/14توسط نون |
از استدلالش میشد نتیجه گرفت که فقط اونایی که خونشون گاراژ داره آدمهای موفقیند! + نوشته شده در 88/02/13توسط نون |
آرزوهام زیاد دوووووووووووور نیستن... + نوشته شده در 88/02/07توسط نون |
+ نوشته شده در 88/01/30توسط نون |
حتی همین صداهای ناهنجاری رو هم که از تارم در میارم دوست دارم... + نوشته شده در 88/01/18توسط نون |
بعضی وقت ها، بعضی چیزها، بعضی زندگی ها، عبرت میشود برای من، برای تو، که خودمان عبرت نشویم برای دیگران! + نوشته شده در 88/01/14توسط نون |
از طرز بله گفتن بعضی ها متنفرم! حتی اگه در حال موافقت با بهترین خواسته ام باشه! پ.ن۳: حوصله اش سر رفته بود . . . ! + نوشته شده در 88/01/07توسط نون |
هی میخواستم نگم اما نمیشه چند روزه "نون" درون داره به "نون" بیرون میگه: _ چون اونا میگن! + نوشته شده در 88/01/01توسط نون |
+ نوشته شده در 87/12/26توسط نون |
خیال امیدهای باطلتان راحت! کثرتِ مرور خیال های باطلتان پ.ن۲: وقتی بعد از ۸، ۹ ماه مینویسی اینجوری میشه دیگه! + نوشته شده در 87/12/24توسط نون |
میگن وقتی کسی تو چشمات نگاه نمیکنه و حرف میزنه داره دروغ میگه! موندم این روزا که تکنولوژی پیشرفت کرده از پشت چت و اس ام اس!!!! چطوری میشه فهمید طرف داره دروغ میگه؟! لابد به صفحه ی موبایل یا کامپیوتر نگاه نمیکنه + نوشته شده در 87/12/20توسط نون |
این روزا خیابونا و مغازه های پر شده از آدما و ماشینا نشون میده امسالم قرار مثل هر سال ، سال جدید بیاد!!!!!همیشه بچه که بودم فکر میکردم اگر شب عید خرید نکنم سال نو نمیاد به خصوص کفش نوی ورزشی جز واجبات بود... دنیای بچگی دنیاییه که دیگه هیچ وقت نمیتونم تجربه اش کنم حتی اگه ادای بچه بودن رو خیلی خوب در بیارم!خیلی دلم میخواد درک کمی از مسایل جامعه و اتفاقات کشورم و خستگی این مردم و سنگینی زندگیشون داشتم اما نفهمیدن مشکلی رو حل نمیکنه... توصیه ی من به کسانی که اصرار دارن حداقل حتما شب عید خرید کنن اینه که از مراکز و پاساژهای صنفی(جایی که مثلا فقط بورس کفشه یا فقط بازار مانتو هست) خرید کنن! مغازه های تک فروش حداقل دو برابر دیگران قیمتهاشون بیشتره! + نوشته شده در 87/12/15توسط نون |
دیشب یکی از بهترین شبا و فراموش نشدنی ترین شبای عمرم بود. بعد از ده سال با ۱۶ نفر از دوستای دوران راهنمایی قرار گذاشتیم و رفتیم بیرون.... واقعا جالب بود... همه کلی تغییر کرده بودن و پیشرفت کرده بودن... و البته خیلی ها هم چون ایران نبودن نتونستن بیان. اما واقعا خوش گذشت ...مطمینم هیچ وقت فراموش نمیکنم دیشب رو... هیچ کس ازدواج نکرده بود جز یه نفر... همه درس خونده و لیسانس و فوق لیسانس و نمیدونم دیگه زندگی و پیشرفت و همه چیز.... + نوشته شده در 87/12/12توسط نون |
افق روشن + نوشته شده در 87/12/03توسط نون |
۸۷ عزیز هم افتاد تو سرازیری اسفند عزیز! + نوشته شده در 87/12/01توسط نون |
امروز همش تو فکر داستان میخ و دیوار بودم!
+
نوشته شده در 87/11/30توسط نون
_ به تونستنم شک ندارم به تو و وعده وعیدهای پا در هوات شک دارم... پ.ن۳: دلهره ی قشنگی داره به دست آوردن چیزایی که میخواهیم اما به شرط اینکه دلمون نیاد تو حلقمون از شدت قشنگیش!
+
نوشته شده در 87/11/29توسط نون
اگه هزار بار دیگه هم به دنیا بیام و تو خاله ام باشی بازم بهت میگم زوزی....
+
نوشته شده در 87/11/28توسط نون
سرگیجه ام را به تو نمی گویم
+
نوشته شده در 87/11/24توسط نون
+ نوشته شده در 87/11/18توسط نون |
موندم مودبانه گفتنش تو نتیجه اش تاثیری داره یا نه؟! پ.ن۱: وقتی گیر میدم به یه آهنگ دیگه تمومه ها! من نمیدونم "طفره نرو" پ.ن۲: به شدت حس "توانستن" دارم. + نوشته شده در 87/11/14توسط نون |
تو برای آنان که و آنها نیز + نوشته شده در 87/11/08توسط نون |
جمعه ی برفی خوبی رو با لولو گذروندیم...
+
نوشته شده در 87/11/06توسط نون
نگفتم نگرانم..
پ.ن۳: زیاد هم مهم نبود ، زیاد هم نباید فکر کرد گاهی، حس میکنم میتونم تا ابد این آهنگارو بخونم و با خودم تنهایی لذت ببرم... باور کنین از تمام دنیا فقط همین رو می خوام و البته اینکه یه بار دیگه خاله زری رو ببینمش...شاید تعجبت از همین ساده بودن و کم خواستن و قانع بودنه اما باور کن برای من این آسون ترین کاره... تا ابد... + نوشته شده در 87/11/01توسط نون |
باید چیزی برای نوشتن باشد، بگرد! بیشتر بگرد! باز هم بیشتر... یادم نرفته این وبلاگ رو برای چی درست کردم؛ فقط اینقدر همه چیز داره به سرعت پیش میره که فرصت نفس کشیدنم نیست چه برسه به ثبت وقایع! شاید فقط میفهمم و رد میشم... باز داره تند میره زندگی و نگرانم... همیشه بعد از کلی اتفاق خوب یــِیهو یه اتفاق بد میافته! نگرانم... ... + نوشته شده در 87/10/27توسط نون |
تو یه جمع 30 نفره که از سه نسل مختلف وجود دارن به سه زبان مختلف صحبت میشه: پ.ن۱: حس میکنم اگه یه روز به google سر نزنم، از دنیا عقب افتادم! + نوشته شده در 87/10/20توسط نون |
تو باد و شکوفه و میوه یی
+
نوشته شده در 87/10/17توسط نون
+ نوشته شده در 87/10/13توسط نون |
رییس جمهور گرامی فرمودن :"ایران مثل یک بهشت از بحران اقتصادی موجود در دنیا برکنار مونده"!!! پ.ن۷: سال نو مسیحی مبارک! + نوشته شده در 87/10/09توسط نون |
+ نوشته شده در 87/10/07توسط نون |
بیحوصلگی روح آدم رو ذره ذره تا آخر میخوره و تو فقط میتونی بیحوصله باشی و بس!
+
نوشته شده در 87/10/06توسط نون
یه لحظه هایی تو زندگی هست که ممکنه به هر کسی برای فهمیده شدن و حرف زدن نیاز پیدا کنی... این طور وقتا من به شدت ساکت میشم! چون تو این لحظه ها ممکنه چشماتو ببندی و به هر کسی اعتماد کنی. + نوشته شده در 87/10/02توسط نون |
وقتی اشتباه میکنیم و با اشتباهمون باعث میشیم همه ی اون چیزهای قشنگ و دوست داشتنی بین چند نفر دوست خوب از بین بره، دیگه چرا اصرار داریم "تا همیشه" از اون اشتباهی که کردیم هی حرف بزنیم و تازه هی حسرت همه چیز رو تو دل بقیه تازه کنیم؟ هان؟ اگر نمیخواهیم قبول کنیم اشتباه کردیم چرا دیگران رو عذاب بدیم؟ با سکوت هم میشه طرز فکر خودمون رو نگه داریم، لازم نیست حتما به زور و به اجبار از دیگران تاییدیه بگیریم. چرا عذاب وجدانمون رو سر بقیه خالی کنیم؟ یکی به میخ و یکی به نعل میکوبی که چی؟شدی UNFORGIVEN ؟ + نوشته شده در 87/10/01توسط نون |
+ نوشته شده در 87/09/30توسط نون |
+ نوشته شده در 87/09/29توسط نون |
خوبه آدم جنبه داشته باشه با چهار تا پر برف، تب 40 درجه نکنه...
+
نوشته شده در 87/09/28توسط نون
+
نوشته شده در 87/09/24توسط نون
حس میکنم مثل Ghost Whisperers آدمهایی رو اطرافم میبینم که دیگران نمی بینن! آدمهای عجیب و غریب که انگار قبلن یه جایی دیدمشون...
+
نوشته شده در 87/09/22توسط نون
یکشنبه بحث (Lecture) کلاس فرانسه با من بود.خیلی دنبال موضوع گشتم. پ.ن۲: "مرغان آواره" از "رابیند رانات تاگور" هندی را از »اینجـــا« دانلود کنید... + نوشته شده در 87/09/20توسط نون |
از بیرون تحریم میشیم، از درون فیلتر! بعد در تعجبیم که چرا نسل جدید تنها چیزی که از نت میشناسه چته!!! + نوشته شده در 87/09/16توسط نون |
تو سرمای منهای ۴ درجه بستنی زعفرونیش چسبید هر چند نه به اندازه ی اون بستنی قیفی ۴ نفرهه! امیدوارم گلو دردش نچسبه + نوشته شده در 87/09/13توسط نون |
اصلن حاضر نیستم مثل دکتر کردان تو یه دانشگاه تخیلی درس بخونم. + نوشته شده در 87/09/11توسط نون |
چرا همه فکر میکنن خوش اخلاق بودن با جدی بودن رابطه ی معکوس داره؟!!! + نوشته شده در 87/09/07توسط نون |
در حد مرگ غصمه + نوشته شده در 87/09/06توسط نون |
|
ای-میل پیوندهای روزانه آرشیو موضوعات پیوندها |